محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

69

آثار عجم ( فارسى )

از هبوط آدم است و عمرش 78 سال . از سخنان اوست كه فرموده : حكمت درختى است كه در دل رويد و ثمر آن از زبان دهد . و فرموده : [ 41 f ] هر كه به وقايع ديگران پند نگيرد ، ديگران به وقايع او پند گيرند . و فرموده : اعمال نيكو در دنيا تجارت عقبى است و اجل دروازهء آخرت . و فرموده : چنان كه بدن آدمى را در حالت مرض از خورد طعام و شراب سود نباشد ، هر دل كه به مرض غفلت مبتلاست ، از شربت موعظت و پند سود نبرد . [ بزرجمهر « 1 » ( 4 ) ] بزرجمهر و ابوزرجمهر و ابوزرجمهر و بزرگمهر و زرمهر همه نامهاى پسر سوخرا « 2 » است و گويند نسبتش به طوس بن نوذر مىرسد . سوخرا در عهد قباد « 3 » كشته شد و بوزرجمهر را ابن بختگان نيز گويند ؛ چو [ ن ] كه بختگان لقب سوخرا بوده ؛ بالجمله ، بزرجمهر حكيمى است بزرگوار ؛ به حكمت معروف و به تدبير مشهور . در زمان انوشيروان عادل ، ابتداء چندى ملازم او بوده و در آن اوقات ، بهبود « 4 » نامى وزارت پادشاه را داشته . ابوزرجمهر سفرى به جانب خراسان رفته ، آنگاه كه بهبود به سبب تهمتى به حضرت پادشاه ، خائن گشته و كشته گرديد ، ابوزرجمهر به مدائن باز آمده ، كارش بالا گرفته ، منصب وزارت يافته و هفته‌اى يك روز ، تمام موبدان « 5 » و دانايان ، در مجلس پادشاه مجتمع شده ، سخنان حكيم را استماع مىنمودند و از كلماتش بهره مىيافتند و مزدك « 6 » كه در زمان قباد - پدر انوشيروان - دعوى پيغمبرى نمود و پس از

--> ( 1 ) . معرب بزرگمهر است يعنى آفتاب بزرگ ؛ و بزرجمهر را عريان ، بوزرجمهر گويند ؛ يعنى واو به آن زياد نموده‌اند و گاهى الف در اول آن نيز زياد كنند ؛ به صورت كنيه استعمال نمايند . ( 2 ) . به ضمّ سيّم و فتح خاء است و سوخرا وقتى حكمران سيستان بوده است . ( 3 ) . معرب غباد است كه پدر انوشيروان باشد . ( 4 ) . [ در شاهنامه : مهبود ] ( 5 ) . به ضمّ اول و فتح سيّم ، به معنى دانا و حكيم است . ( 6 ) . به ضمّ اول ، پسر نامداران بوده . از علماى شهر نيشابور ، نزد قباد آمده ، الحاد نمود . گويند قباد را به كيش خود آورد ؛ ولى انوشيروان به او نگرويد .